افشای گرم ترین "فریب بزرگ" جهان: شکار سالمندان، در عین حال تشویق کننده پذیرش جهانی

Mar 02, 2026 پیام بگذارید

افشای گرم ترین "فریب بزرگ" جهان: شکار سالمندان، در عین حال تشویق کننده پذیرش جهانی

 

در فیلم نمایش ترومن، حضانت ترومن از بدو تولد توسط کارگردان یک رئالیتی شو خریداری شد.


او یک صحنه عظیم را در جزیره ای ساخت، جایی که آسمان، خورشید و ماه همه پس زمینه های پارچه ای بودند. همه خانه‌های شهر یک تکیه‌گاه بود، و هزاران نفر از ساکنان آن بازیگر بودند-همه برای اینکه ترومن باور کند این دنیای واقعی است.

 

اما شما هرگز حدس نمی زنید که در جایی در این دنیا، واقعاً یک نسخه واقعی-«نمایش ترومن» وجود دارد. این شهر هوگورف در آمستردام هلند است.

info-687-452

با قدم زدن در شهر، کمتر کسی بدون دانستن حقیقت، به اشتباهی مشکوک می شود، زیرا کاملاً عادی به نظر می رسد.

 

مانند دیگر شهرهای اروپایی، شلوغ نیست و چیدمان آن پیچیده نیست، با این حال هر قدم شگفتی‌های جدیدی را به همراه دارد.

 

در صبح، شهر آرام و آرام است و تنها چند تن از ساکنان مسن در خیابان های عریض ورزش می کنند.

 

تنها زمانی که خورشید به طور کامل طلوع می کند، شهر زنده می شود. فواره موزیکال در میدان با ریتم می رقصد، در حالی که گروهی از بزرگان که روی نیمکت ها نشسته اند درباره مسائل روزمره صحبت می کنند.


مردم در گروه‌های کوچک قدم می‌زنند، برخی بیرون درهای مغازه‌های کوچکی که در خیابان‌ها قرار دارند استراحت می‌کنند، برخی دیگر روی چمن‌ها به پیک نیک می‌روند. سخت است که در این فضای دلپذیر غرق نشویم.

info-687-366

البته، فعالیت های شلوغ مغازه های کوچکی را که در خیابان ها قرار گرفته اند نیز پر می کند.


خریداران آنچه را که نیاز دارند را به شیوه ای منظم خریداری می کنند و مغازه داران حتی برای مشتریان مسن تحویل خانه را ارائه می دهند.

بعد از ظهر، کافی‌شاپ‌ها و دسرفروشی‌ها محبوبیت خاصی پیدا می‌کنند.


یک فنجان قهوه غنی، یک تکه کوچک کیک، گوش دادن به ملودی متحرک در تلفن خود، تماشای بی سر و صدا جریان مردم در خارج از پنجره-ناگهان، شادی قلب شما را پر می کند.

 

مرد سالخورده ای در باغ نشسته و با رضایت در زیر آفتاب غرق می شود. گاهی یک بچه گربه بازیگوش به دنبال محبت می آید. پیرمرد با دقت سر کوچولوی کرکی اش را نوازش می کند، با این حال دستش از ورق زدن کتابش باز نمی ماند...


زندگی آرام و آرام است، لحظه حال امن است. به نظر می رسد همه چیز همان تصویر زندگی ای است که ما آرزوی آن را داریم.
 

info-586-364

حتی بسیاری از کاربران اینترنت که تا اینجا مطالعه می‌کنند وسوسه می‌شوند که مکان خود را نقل مکان کنند، اما Travel Bug به شما توصیه می‌کند عجله نکنید-زیرا واجد شرایط زندگی در اینجا نیستید.

 

تمام مغازه داران، همکاران، دوستان و حتی کل این شهر که در بالا دیدید جعلی هستند!

 

شاید متوجه شده باشید که ساکنان اینجا عمدتاً سالخورده هستند. در واقعیت، این یک "شهر جعلی" منحصراً برای بیماران است.


با افشای شهر، سرانجام بزرگترین فریب دنیا برملا شد.

info-597-413

همه چیز با ایوان ون آمرونگن آغاز شد، همان شخصی که این "کلاهبرداری" را آغاز کرد.

 

در اصل، او فقط یک مراقب در یک خانه سالمندان بود که وظیفه روزانه اش «مراقبت کردن» به این بیماران آلزایمر بود.

 

بعضی ها وسایل دیگران را می ربایند و به اشتباه فکر می کردند که آنها تلفن هایی هستند که برای تماس با خانواده هستند. دیگران برای آوردن یک لیوان آب به بیرون می‌رفتند، اما برمی‌گشتند و راه بازگشت به اتاق‌هایشان را گم می‌کردند. دیگران یک وعده غذایی را تمام می کردند تا با عصبانیت شکایت کنند که چند روز غذا نخورده اند...

 

چگونه می توان "مراقب" این بیماران مبتلا به فراموشی بود؟ از آنجایی که کنترل برخی بیماران در طول دوره‌ها مشکل می‌شد، کارکنان مجبور شدند به دلایل ایمنی به اقدامات محدودکننده متوسل شوند.

 

با دیدن این بیماران که مانند کودکان بد رفتاری رفتار می‌کردند، چشمانشان پر از ترس و اندوه بود، او را به شدت نگران کرد.

info-725-423

یک روز که در محل کار بود، ناگهان از خانه با او تماس گرفت. مادرش عمداً غمش را فرو نشاند، گفت: پدرت فوت کرد، سکته قلبی کرد، زود اتفاق افتاد، خیلی زجر نکشید...

 

در میان اندوهش، احساس آرامش عجیبی کرد: "بله، خدا را شکر که او را به آسایشگاه فرستادند."


این فکر او را مبهوت کرد{0}}قرار بود خانه‌های سالمندان مکان‌هایی مملو از عشق باشند، نه تصویر تلخی که به طور غریزی به ذهنش خطور کرده بود.

 

از آن لحظه، او چشم اندازی را در سر داشت: ساخت خانه سالمندان بر خلاف هر بیمارستانی، جایی که بیماران بتوانند با عزت زندگی کنند.

 

بعدها، با تلاش او، ایده او مورد حمایت گسترده قرار گرفت. سرانجام، در سال 2009، این شهر "غیر متعارف" به وجود آمد.

info-705-453

مساحت این شهر 12000 متر مربع است که چندان بزرگ نیست. با این حال، برای اینکه ساکنان احساس کنند تا حد امکان به زندگی عادی نزدیک هستند، این شهر فاقد دیوارهای بلند یا بخش سرد بیمارستان است.


در عوض، تمام امکانات رفاهی استاندارد یک شهر را دارد: میدان‌ها، پارک‌ها، سوپرمارکت‌ها، رستوران‌ها، کافه‌ها، کافه‌ها، سینماها، آرایشگاه‌ها... چیزی کم ندارد.

 

این شهر در مجموع 23 اتاق دارد که هر کدام سبک متمایز خود را دارند.


با توجه به اینکه خاطرات این سالمندان در دوران جوانی منجمد شده است، دکور از سبک های طراحی دهه 1950 الگوبرداری شده است.

info-642-593

در هر اتاق معمولاً شش یا هفت سالمند به همراه دو مراقب زندگی می کنند.

 

این فضا شبیه یک اجتماع نزدیک-از سالمندانی است که با هم زندگی می‌کنند، فوق‌العاده گرم و هماهنگ.
info-675-481

البته، بر خلاف مدل‌های مراقبت در سایر خانه‌های سالمندان، که در آن کارکنان ممکن است بیماران را از انجام کارها برای جلوگیری از ایجاد ناراحتی منصرف کنند.

 

در اینجا، بیماران می توانند لباس های خود را بشویند و هر وعده غذایی را که می خواهند تهیه کنند. به طور خلاصه، همه چیز آزادانه انجام می شود.

info-671-416

امروز هوا خوبه، پس میرم آرایشگاه تا یه مدل موی جدید بگیرم.

info-629-376

بعد از اتمام شام بدون هیچ کاری، برای یک کلاس شیرینی ثبت نام کردم.

info-659-386

حتی اگر با پیرمرد همسایه کار کنید و در اواخر{0}}در-زندگی عاشقانه شروع کنید، هیچ ایرادی ندارد.

info-675-421

چه خرید از سوپرمارکت باشد و چه صرف غذا خوردن، یک پنی هم هزینه ندارد.

 

وقتی بیرون می‌روند، هیچ‌کس با خود برچسب نمی‌زند و نگران گم شدن نیست-بالاخره، هرکسی که در شهر کوچک ملاقات می‌کند چهره‌ای آشنا است.

 

دلیل این امر ساده است: به آنها اجازه دهیم در بیماری خود از یک سال گرگ و میش شاد و بی دغدغه لذت ببرند.

info-648-451

برای جلوگیری از احساس تحقیر بیماران پس از کشف بیماری، شهر 250 "بازیگر" استخدام کرد.

 

آنها نیازی به مهمانداران شخصی یا نظارت دائمی نداشتند، اما مهارت‌های بازیگری آنها باید-در سطح بالایی باشد.


نقش‌های آن‌ها بسیار متفاوت بود-آشپزهای شهر، باریستاها، کارکنان سوپرمارکت، همسایه‌ها و موارد دیگر- که هر کدام نقش خود را با یک اصل راهنما انجام می‌دهند: با موفقیت این بیماران را فریب دهند.

 

گاهی اوقات، آنها حتی در مورد چگونگی بهبود مهارت های "بازیگری" خود به تبادل نظر می پرداختند.

info-710-412

با در نظر گرفتن نیازهای ویژه بیماران، شهر با دقت تمام آسانسورها را با مدل های بدون دکمه جایگزین کرد که در هنگام نزدیک شدن به طور خودکار باز می شوند. آسانسور تنها پس از ورود مسافران به داخل و ایستادن ایمن، صعود آهسته خود را آغاز می کند.


به دلایل ایمنی، شهر تحت یک سیستم مدیریت بسته-فعال است. افراد خارجی نمی توانند وارد شوند و ساکنان نمی توانند خارج شوند. بیماران به صورت شبانه روزی تحت نظر هستند تا شرایط آنها را مشاهده کنند.


فقط در روزهایی که آب و هوای مساعد دارد، این شهر برای ساعات محدودی به روی عموم باز است. در این زمان‌ها، دانش‌آموزان مدارس مجاور به بازدیدکنندگان جوان تبدیل می‌شوند و با ساکنان مسن صحبت می‌کنند.

info-697-398

شرکت‌های سلامت و تندرستی از چین نیز مشتاق حمایت صمیمانه از این «بهشت» برای سالمندان هستند و از دستگاه‌های پزشکی کاربردی هوشمندتر برای کمک به سالمندان برای مدیریت سلامت خود استفاده می‌کنند.

 

سالمندان می‌توانند به‌طور منظم تحت ارزیابی‌های خطر سلامتی HRA قرار بگیرند-که هرکدام فقط چند دقیقه طول می‌کشد-تا درک جامعی از وضعیت سلامت فعلی خود به دست آورند.

info-636-460

از طریق درمان میکروسیرکولاسیون مغناطیسی پالسی، درمان غیردارویی برای بیماری‌های مزمن مختلف مرتبط با سیستم گردش خون ارائه می‌شود.

info-719-390

برای شناسایی خطر بیماری آلزایمر و شدت بیماری، به طور منظم با دستگاه غربالگری اختلالات شناختی ADDS در «تعامل انسانی{0}}ماشین» شرکت کنید.

info-680-470

با استفاده از دستگاه آموزش اختلال حافظه ADTS، در تمرینات سرگرم کننده و چند بعدی-برای توجه و حافظه از طریق ذهن{1}}بازی کنترل شده برای جلوگیری از کاهش بیشتر حافظه شرکت کنید.

info-607-496

افراد مسن با کیفیت خواب ضعیف ممکن است الگوهای خواب خود را از طریق دستگاه های خواب درمانی مغناطیسی پالسی بهبود بخشند.

info-724-382

تا به امروز، این شهر 14 سال است که همه را فریب داده است، با این حال ساکنان مسن هرگز مقاومت نشان نداده اند. با بهبود خلق و خو، اتکای آنها به دارو نیز کاهش یافته است.


تا به امروز تنها یک نفر از ساکنان این شهر فوت کرده است.


قبل از یادگیری در مورد Hogeweyk، هرگز به درستی درک نکردم که چه چیزی یک دروغ خیرخواهانه است. وقتی شاهد "فریب خوردن" صدها سالمند بیمار به مدت چهارده سال بودم، ناگهان متوجه شدم که برخی از دروغ ها می توانند عمیقا آرامش بخش باشند.

 

برای این سالمندان ضعیف، این مکان یک خانه سالمندان سرد نیست-بلکه یک خانه گرم است.


در اینجا، آنها می توانند فصل آخر زندگی خود را به زیبایی کامل کنند.

ارسال درخواست

whatsapp

تلفن

ایمیل

پرس و جو